فقط خودم فقط خودت...

خیلی وقت که ننوشتم.سرم شلوغه و از این همه شلوغی خوشحالم
میرم که بشم اونی که سالها می خواستم و تو باید کمک کنی مثل همیشه
میدونم که هستی صدای من را میشنوی و من صبر می کنم چون
لحظه دیدار نزدیک است......![]()
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۸۶ ساعت 0:15 توسط مانا
|